با یادآوری فقر و بیماری والدینم، فکر پول خرج کردن برای هواداری سلبریتیها را کنار گذاشتم
بلیت رویدادهای هواداری سلبریتیها بهشدت گران است، اما همسنوسالهای من خستگیناپذیرند و بیمهابا برای آن مبالغ هنگفت خرج میکنند. برایم دشوار بود که در چشم دیگران فردی «بیپول» و «عقبمانده» به نظر برسم، به همین دلیل پنهانی تلاش میکردم پول جمع کنم. Jiang Jiang هواداری از سلبریتیها برای بسیاری از جوانان بیست تا سی ساله پدیدهای بسیار اعتیادآور و حتی نوعی شیفتگی تمامعیار است؛ من هم یکی از آنها بودم. زمانی فکر میکردم هواداری هیچ ارتباطی با خاستگاه، خانواده و طبقه اجتماعیام ندارد و پرداختن به این علاقه و پایبندی به آن، صرفاً مسئلهای کاملاً شخصی است که به هیچکس آسیبی نمیزند و باعث آزار کسی نمیشود. میدانستم شرکت در برنامههای حضوری سلبریتیها بسیار پرهزینه و نوعی تجمل است، اما قصد داشتم پول خودم را خرج کنم و دست نیاز پیش کسی دراز نکنم. پولی هم که قرار بود خرج کنم از راه دزدی نبود؛ با صرفهجویی و نخوردن و نپوشیدن ذرهذره پساندازش کرده بودم و با کمی تلاش بیشتر، هزینه یکبار حضور در چنین برنامههایی فراهم میشد. خوب میدانستم وضعیت خانوادهام بسیار وخیم است. من در خانوادهای زیر پوشش طرح حداقل معیشت رشد کردهام که با معلولیت دستوپنجه نرم میکند و برای گذران زندگی، متکی به کمکهای ماهانه دولت است. پدرم معلولیت جسمی درجه دو دارد، توان کار کردن را از دست داده و برای ایستادن و راهرفتن ناچار است از عصا استفاده کند. مادرم نیز ضعیف و بیمار است؛ گاهی کارهای پارهوقت انجام میدهد و هروقت حالش بد شود، برای استراحت در خانه میماند. با این حال، به عنوان تکفرزند خانواده، والدینم به من عشق میورزیدند و حتی میتوان گفت بیشازحد لوسم میکردند. در واقع، با وجود این محبت بیاندازه، بیخبر نبودم که هواداری از سلبریتیها ابداً با شرایط و امکانات خانوادهام همخوانی ندارد. با این همه، بهترین غذاها و پوشاک خانه همیشه در اولویت به...
