گزارش میدانی از شهرستانها|چگونه یک شهر متکی به منابع از «خاکستری به سبز» دگرگون شد؟
چن چنگ (Chen Cheng)
در تعطیلات روز ملی، بار دیگر راهی منطقه لیشان در شهر هوآیبی در استان آنهوئی شدم. این ضربالمثل معروف که «نارنج در جنوب رود هوآی، نارنج است و در شمال آن به نارنج تلخ بدل میشود»، شاید برای بیشتر مردم نخستین جایی باشد که نام هوآیبی را در آن شنیدهاند.
به عنوان فردی اهل جنوب چین، در شهرهای متکی به منابع متعددی حضور داشتهام. در بسیاری از شهرهای تولیدکننده زغالسنگ و نفت، معمولاً فضای سبز کمتر به چشم میخورد و چهرهای خاکستری دارند؛ امری که اغلب تصوری کلیشهای در ذهن افراد ایجاد میکند.
به واسطه خانواده همسرم، چند باری به این شهر کوچک در شمال آنهوئی سفر کردهام. هر کس به اینجا بیاید، این تصور قالبی در ذهنش فرو میریزد؛ چراکه هوآیبی با وجود پیشینه استخراج منابع، امروز به «شهری سبز» با مجموعهای از دریاچهها نظیر دریاچه نانهو، دریاچه لوئیجین و دریاچه شوئوشی تبدیل شده است.
گوشهای از پارک نانهو
شهرهای متکی به منابع دو دستهاند؛ دسته نخست شهرهایی هستند که «ابتدا معدن و سپس شهر» در آنها شکل گرفته و کاملاً بر اساس نیاز به استخراج منابع پدید آمدهاند. هوآیبی نمونهای بارز از این دست است. این شهر در سطح ولایت در استان آنهوئی، تنها سه منطقه شیانگشان، لیشان و دوجی و یک شهرستان به نام سوئیشی را در بر میگیرد که خود گویای پیشینه شکلگیری آن است.
شمال آنهوئی، جایی که هوآیبی در آن واقع شده، در تاریخ باستان چین از دیدگاه پژوهشگران منطقهای قلمداد میشد که تا حدی فدای توسعه نواحی دیگر شده بود. اراضی کنونی شهر در دوران سلسلههای مینگ و چینگ، میان شهرستان شیائو وابسته به شوئوژو و سوئیشی وابسته به سوژو تقسیم شده بود؛ مناطقی که با رونق حملونقل آبی جان گرفتند و با افول آن به رکود نشستند.
در سال ۱۹۵۷، دولت مرکزی در این خطه به ذخایر عظیم و متنوعی از زغالسنگ دست یافت. در پی آن، مقدمات استخراج زغالسنگ فراهم شد، شهر سوئیشی شکل گرفت و در سال ۱۹۷۰ به هوآیبی تغییر نام داد و تا امروز به عنوان یکی از شهرهای تحت مدیریت مستقیم استان آنهوئی به حیات خود ادامه میدهد.
استان آنهوئی که غنیترین منابع زغالسنگ را در شرق چین در خود جای داده، عمده ذخایر خود را در دو شهر هوآیبی و هوآینان متمرکز دیده است. پایگاه لیانگهوآی، یکی از ۱۴ پایگاه تولید زغالسنگ بالای ۱۰۰ میلیون تن در چین، از مناطق معدنی هوآیبی و هوآینان تشکیل شده است. طی بیش از ۶۰ سال، هوآیبی در مجموع نزدیک به ۱.۲ میلیارد تن زغالسنگ خام تولید کرده و سهم عمدهای در توسعه اقتصادی و اجتماعی چین داشته است.
با کشف زغالسنگ و در پیوند با پیشینه تاریخی و فرهنگی کهن، این منطقه به سرعت رونق گرفت. هوآیبی که در پهنه گذار آبوهوایی شمال و جنوب قرار دارد، هرچند مشمول طرح گرمایش اجباری شهری نبود، اما به لطف معادن زغالسنگ، زمستانهای مجتمعهای مسکونی کارگری به سختی نمیگذشت. به نقل از همسرم، در دوران کودکی او تنها مجتمعهای خانوادههای کارکنان معدن زغالسنگ از سامانه گرمایش مرکزی برخوردار بودند؛ مزیتی که همواره مایه رشک دیگران میشد.
اما منابع زغالسنگ سرانجام روزی به پایان میرسند. در سال ۲۰۰۹، شورای دولتی، هوآیبی را در زمره دومین گروه از شهرهای پایلوت کشور برای گذار از اقتصاد متکی به منابع روبهپایان قرار داد. با این حال، پایان زغالسنگ به معنای مرگ پویایی و سرزندگی شهر نبود.
طی دو سال گذشته به دویدن علاقهمند شدهام؛ هر بار که به هوآیبی و منطقه لیشان میآیم، صبحها یا غروبها فرصتی مییابم تا دوری در پارک نانهو بدوم. این پارک حالوهوایی شبیه به مناطق جنوبی چین دارد؛ پوشش گیاهی متراکم، سطح آبی زلال مانند آینه و آواز پرندگان، فضایی دلنشین برای دوندگان فراهم کرده است. در تصاویر ماهوارهای، هوآیبی امروزی دریاچههای پرشماری دارد. مدیران شهری این دریاچهها را به بوستانها و فضاهای سبز شهری تبدیل کردهاند؛ علاوه بر نانهو، دریاچههایی چون شوئوشی و لوئیجین نیز از این جملهاند.
گوشهای از پارک نانهو
خانه همسرم در مجاورت دریاچه نانهو واقع شده است؛ گرچه در مرکز شهر نیست، اما وجود این دریاچه سبب شده کمبودی حس نشود. نانهو از دیرباز به نمادی برای هوآیبی و یک پارک تالابی شهری در سطح ملی با وسعتی بالغ بر ۲۰ کیلومتر مربع و پهنه آبی بیش از ۳۳۰ هکتار بدل شده است. با این حال، این تالاب محصول اقلیم طبیعی نیست، بلکه دستاورد ساکنان همین شهر است.
استخراج زغالسنگ همواره مناطقی گسترده از فرونشست زمین بر جای میگذارد و این نخستین چالش زیستمحیطی است که شهرهای معدنی در مسیر گذار باید از آن عبور کنند. بیشتر دریاچههای شهری هوآیبی از جمله نانهو، در واقع پهنههای آبی شکلگرفته از تجمع آب باران در مناطق فرونشست ناشی از استخراج زغالسنگ هستند و در عمل دریاچههایی دستساز به شمار میروند، نه طبیعی.
پیدایش پهنههای وسیع و پرشمار فرونشست در محدوده شهر، مدیریت آنها را به مسئلهای دشوار بدل کرد. پر کردن دوباره آنها با خاک، با توجه به وسعت بسیار زیاد مناطق معدنی و حجم عظیم آب، ناممکن بود. از سوی دیگر، رها کردن این مناطق موجب راکد شدن آب و ورود فاضلاب شهری میشد که با افت کیفیت آب، سلامت عمومی شهروندان را به خطر میانداخت، بومسازگان آسیبپذیر مناطق معدنی را تخریب میکرد و مانع توسعه اقتصادی و اجتماعی شهر میشد.
ساماندهی اصولی زمینهای فرونشست معادن از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. اجرای تدابیری چون احیای زیستمحیطی اراضی و تسطیح و آمادهسازی دوباره آنها، راهکاری بود که مدیریت محلی برای حل ناسازگاریهای زیستمحیطی ناشی از استخراج زغالسنگ در پیش گرفت. با تکیه بر راهبرد توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست، مناطق فرونشست به پارکهای تالابی شهری تبدیل شدند و مقصدی برای فراغت، تفریح و پیوند شهروندان با آب پدید آوردند.
طی این سالها، هر زمان که به این بوستانهای تالابی برآمده از گودالهای معدنی در هوآیبی سر میزنم، آنها را پر از جمعیت میبینم. دویدن، دوچرخهسواری، پیادهروی و برپایی چادر، اکنون پیوندی عمیق با تاروپود شهر یافته و به جزئی از زندگی روزمره مردم بدل شده است؛ تا جایی که گردشگرانی را از شهرهای همجوار برای سفری آرام به این شهر کوچک جذب میکند.
پارک تالابی پرنشاط
اگر امروز هوآیبی در نگاهم شباهتی به تصویر سنتی یک شهر معدنی ندارد، به این دلیل است که به عنوان یک بازدیدکننده بیرونی، بیش از هر چیز پارکهای تالابی شهری مانند نانهو در ذهنم نقش بسته است.
در مناطق مسکونی اصلی کنونی شهر، ردپای چندانی از استخراج زغالسنگ دیده نمیشود. تنها چند تقاطع همسطح راهآهن، صدای گاهوبیگاه سوت قطار و عناوینی مانند «بیمارستان عمومی کارگران معدن» یا «شهرک کارگری» بر تابلوهای شهری است که خاطره گذشته را زنده میکند.
من به تمام شهرهای متکی به منابع در سراسر کشور سفر نکردهام، اما در هوآیبی، امکانپذیریِ افقی نو برای گذار سبز شهرهای معدنی را از نزدیک دیدم. با آگاهی از پیشینه این شهر، درک این نکته آسانتر میشود که دستیابی به این سرسبزی و زیستپذیری، حاصل مسیری پرفرازونشیب بوده است.
برای آینده هوآیبی نسخهای از پیشتعیینشده وجود ندارد، اما هنگامی که آسیبهای ناشی از استخراج منابع در گذشته به جاذبههایی بدل میشود و ساکنان محلی با تلاش خود چهره زیستمحیطی زادگاهشان را دگرگون میکنند، این شهر شایستگی آن را دارد که بیشتر دیده شود و تجربه موفق آن در اختیار سایر شهرهای متکی به منابع قرار گیرد.

